یاد مهر

"YADE MEHR"

آرزو ...

در خردسالی ام٬ فکر می کردم روزی فرا خواهد رسید که نام مرا در کُرات دیگر نیز بر زبان آورند.

در کودکی ام٬ فکر می کردم روزی فرا خواهد رسید که همه دنیا از آنِ من باشد.

در نوجوانی ام٬ فکر می کردم روزی فرا خواهد رسید که سر زمین مقدّسم به من ببالد.

در جوانی ام٬ فکر می کردم روزی فرا خواهد رسید که در شهرِ  پر جنب و جوشم٬ نامم را به افتخار بر لب بیاورند.

در میانسالی ام٬ فکر می کردم روزی فرا خواهد رسید که مردان و زنان روستایم٬ با احوالپرسی گرمی از کنارم بگذرند.

در پیری ام٬ فکر می کردم روزی فرا خواهد رسید که دوستانم به هنگام نیاز٬ مرا فرا خوانند.

در کهنسالی ام٬فکر می کردم روزی فرا خواهد رسید که نزدیکانم مرا در جمع خویش پذیرا باشند.

و اکنون که مُرده ام٬فکر می کنم چه خوب بود اگر گورکن ها و کرم ها٬ جسم بی جانِ مرا به هر سو نمی بردند و نمی خوردند.

جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 12:58  توسط بهادری  |