یاد مهر

"YADE MEHR"

بازی و سرگرمی ...مسائل ساده زندگی را سخت نکنید !


http://bia2noogh.persiangig.com/image/pak4/wWw.Bia2nOOgh.Ir%20(3).gif

سلام 

روی لینک زیر کلیک کنید و بعد روی دایره ها کلیک کنید تا رنگشون تیره بشه و گربه نتونه ازشون عبور کنه و از صفحه خارج بشه .

لطفا اینجا کلیک کنید .


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۹ساعت 20:22  توسط بهادری  | 

تسلیت شهادت امام سجاد علیه السلام

شهادت امام سجاد علیه السلام تسلیت و تعزیت باد


http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m11/13861114041.jpg


امام سجاد : پيشواى چهارم شيعه ، حضرت سجاد ، امام على بن الحسين ، زين العابدين‏«ع‏» ، فرزندسيد الشهدا«ع‏» كه در حادثه كربلا حضور داشت و بعلت بيمارى در خيمه بسترى بود و همراه با اهل بيت ، پس از شهادت امام حسين‏«ع‏»به اسيرى رفت و با حالتى دشوار و غمبار ، كه غل و زنجير به دست و گردن آن حضرت بسته بودند ، به كوفه و از آن جا به شام‏ برده شد . در كاخ يزيد هم خطبه بسيار مهمى ايراد كرد كه چهره يزيد افشا شد و مردم شام ‏نسبت به ماهيت حادثه كربلا آگاه شدند.
امام سجاد «ع‏ » در سال 38 هجرى در مدينه به دنيا آمد  .در حادثه كربلا حدود 24 سال داشت ، پس از شهادت پدر نيز مدت 35 سال امامت‏ كرد . مادرش شهربانو دختر يزدگرد بود. در حادثه كربلا آن حضرت ازدواج كرده و داراى‏ فرزند بود و فرزند خردسالش امام باقر«ع‏» هم در كربلا بود .  نقش عمده آن حضرت در نهضت عاشورا ، پيام رسانى خون شهيدان كربلا و حفظ دستاوردهاى آن انقلاب خونين و اهداف پدر ، از تباه شدن و تحريف گشتن بود . اين ‏رسالت ،در قالب ايراد خطبه‏ها توسط آن حضرت و عمه‏اش زينب‏«ع‏»انجام گرفت.
سخنان امام سجاد در بارگاه يزيد،چنان او را به خشم آورد كه دستور كشتنش را داد، اما حضرت زينب،جان خود را سپر بلا قرار داد و نگذاشت.در دفن اجساد شهداى اهل بيت در كربلا،به يارى طايفه بنى اسد آمد و پس از خاكسپارى پيكر سيد الشهدا«ع‏» روى قبر آن‏ حضرت نوشت:
«هذا قبر الحسين بن على بن ابى طالب،الذى قتلوه عطشانا غريبا»  .
پس از عاشور ا، حضرت سجاد«ع‏» دوران بسيار سخت و خفقان بارى را با خلفاى ‏اموى سپرى كرد. وليد بن عبد الملك و هشام بن عبد الملك ، از خلفاى معاصر او بودند.
.«صحيفه سجاديه‏»مجموعه ‏اى از دعاهاى آن حضرت است كه اينك در دست ما به عنوان گنجينه‏اى از معارف دينى موجود است.
آن حضرت در سال 95 هجرى با دسيسه وليد بن عبدالملك به شهادت رسيد و در بقيع ، مدفون شد .

منبع : فرهنگ عاشورا - جواد محدثی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 22:44  توسط بهادری  | 

...برای من تو درشاید نمی گنجی


می گویند می آیی
از فراز روزها و ماه ها و سال ها و قرن ها...
از ورای این تاریخ سراسر بیداد...
با شمشیر عدالتی که ناجی ضعیفان می شود...
می گویند می آیی
شاید این جمعه
شاید آن جمعه
شاید،شاید، شاید !!!
اما برای من تو درشاید نمی گنجی
بایدی
باید ناگزیر!
باید ...


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 12:11  توسط بهادری  | 

خطبه زینب کبری سلام الله علیها در کوفه

اهل بيت رسول خدا را همانند اسيران وارد كوفه كردند. امام سجاد (عليه السلام) از شدت بيمارى رنجور شده بود، ولى با اين حال او را در غل و زنجير كرده بودند.
مردم کوفه با ديدن كاروان اسيران شيون و زارى سر دادند. زينب كبرى دختر اميرالمؤمنين به مردم اشاره کرد که خاموش باشيد، يكباره نفس ها بند آمد و زنگها از صدا افتاد و زينب زبان به سخن گشود:
سپاس خدا را و درود بر محمد و خاندان پاكش باد.
اى اهل کوفه! اى مردم مكار حيله باز! آيا گريه مى كنيد؟
اشكتان خشک مباد، ناله هايتان آرام نگیرد شما در مثل مانند زنى هستيد كه رشته خود را محكم تافته، سپس تارتار از هم مى گسلد، سوگندهايتان را دست آويز فساد كرده ايد، آيا جز لاف و تكبر و فساد و چاپلوسى كنيزان و سخن چينى دشمنانه چيزى ديگرى در شما هست؟
شما به سبزه ی خاكروبه و نقره ی بر قبر اندوده مى مانيد، براى خود توشه اى پيش فرستاديد كه خشم خدا را برانگيخت و در عذاب، جاودانه شديد آيا گريه و زارى مى كنيد؟
آرى! به خدا شايسته گريه ايد بسيار بگرييد و كم بخنديد كه نصيبتان ننگ و عار شد، ننگى كه تا ابد پاک نشود چگونه مى توانيد اين ننگ را از دامن خود بشوييد كه فرزند خاتم انبيا، سيد جوانان بهشتى را كشته ايد، آنكه در سرگردانى ها مرجع و در سختى ها پناه شما بود، آن كه دليل روشن و زبان گوياى شما بود. چه بار گناهى را بر دوش گرفتيد؟ دور باشيد از رحمت خدا و نابودى نصیبتان باد. سعيتان به نوميدى انجاميد، دست ها بريده شد، سوداى پر زيانى كرديد ، خشم پروردگار را براى خود خريديد و خوارى ذلت بر شما حتمى شد.
واى بر شما! می دانید چه جگرى از رسول خدا شكافتيد و چه پرده نشينى را از پرده بيرون كشيديد و چه خونى ريختيد و چه حرمتى را شكستيد؟ كار بسيار زشتى مرتكب شديد چيزى نمانده که آسمان وزمين شكاف بردارد و كوهها ويران شوند آن چه كرديد بزرگ، دشوار، بد، كژ، زشت و شوم است و چنان بزرگ كه زمين و آسمانها را پر كرده. آيا شگفت داريد اگر از آسمان خون ببارد و همانا عذاب آخرت خواركننده تر است و شما را در آن روز ياورى نيست .
مهلت شما را مغرور نسازد كه خداى تعالى از شتابكارى به دور است و هميشه براى انتقام فرصت دارد و در كمين گاه است .
منبع : مقتل خوارزمى - ج 2- ص 1 ـ 40

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 0:41  توسط بهادری  | 

شام غریبان

http://www.silverbearcafe.com/private/images/aniCandle.gif


در لغت ، به معناى شب مردم غريب و از يار و ديار دور افتاده است ، شام مسافران كه‏ وحشتناك مى‏ باشد .
شام غريبان گرفتن : زارى كردن به درد ، چنان كه بر وفات كسى گريستن‏ و غم نمودن . شب اول وفات كسى براى خانواده آن كس،شب يازدهم محرم و عزادارى‏ بعد از آن شب .
 در اصطلاح،به مراسم سوگوارى شبانه در شب يازدهم محرم گفته‏ مى ‏شود كه مردم به صورت دو گروه مجزا ، پس از غروب آفتاب عاشورا در مسجدها و تكيه‏ ها ، با خواندن نوحه‏هاى غمگين ، ياد اسراى اهل بيت را گرامى مى‏دارند . اين برنامه ، اغلب با در دست داشتن شمعهايى و در شب تاريك يازدهم محرم انجام مى‏ گيرد و بيشتر از كودكان و نونهالان در اين سوگوارى تمثيلى استفاده مى ‏شود .
ياد كردى است از آوارگى ‏اهل بيت امام حسين‏«ع‏» و كودكان باز مانده از شهداى كربلا كه در غروب عاشورا ، بى‏پناه و درمانده ،در ظلمت اندوهبار شب ، در دشت و بيابان كربلا به سر آوردند.
در اين شب،«مراسمى ساده و غم‏انگيز بر پا مى‏شود و عزاداران با لباسهاى سياه و شمعى افروخته دردست گرفته ،كاه بر سر مى ‏پاشند و نوحه‏هاى غم ‏انگيز مى‏ خوانند و دسته دسته در معابر حركت مى ‏كنند و هر چند قدم، مدتى مى ‏نشينند و مى ‏گريند ، آرام و غمناك . در اين مراسم‏ به كلى سينه زنى نمى‏شود و علم و بيرق نيز حركت داده نمى‏ شود »


منبع : فرهنگ عاشورا - جواد محدثی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۹ساعت 19:54  توسط بهادری  | 

زینب سلام الله علیها

رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى ‏شود. این رسالت بر دوش‌هاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین‏ تر از رسالت برادرش.
آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زده ‏اند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مى‏ مانند، دشوار است و سنگین.
و زینب مانده است، كاروان اسیران در پى‏ اش، و صف‌هاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مى‏ شود، از صحنه بر مى‏ گردد. آن باغ‏هاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گل‌هاى سرخ به مشام مى‏ رسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى‏ زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...»
اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى ‏ماند
.

امام حسین (ع) - دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۹ساعت 1:25  توسط بهادری  | 

... یا حسین (ع)


بر نيزه ها تلاوت خورشيد ، ديدني ست
قرآن كســـي شـــنيده از اين دلنــوازتر ؟

بر نيزه شــــرح سوره ي احـزاب مي كند
در عاشــــــقی که دیده از او پاکبــــازتر ؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۹ساعت 0:25  توسط بهادری  | 

روضه خوانی در منزل یک نفر مسیحی!

شب عاشورای حسینی، مرکز ایرانی ها در پاریس سیاه پوش شده بود . شیخ محمد باقر واعظ، خودش را برای خواندن روضه و ذکر مصیبت آماده می کرد . باورش نمی شد; دست تقدیر او را در ماه محرم از آن سوی دنیا به فرنگستان کشانده بود . یکی از تجار ایرانی مقیم پاریس که با او سابقه رفاقت داشت; زمینه این کار را فراهم آورده بود . در همین وقت شخصی نزدیک شد و آهسته در گوشش گفت:
- آقا! امشب برای خواندن روضه به خانه یک فرانسوی می روید؟
- نه، برنامه اینجا که تمام شد; خودم اعمال مستحبه دارم . می خواهم زیارت «ناحیه مقدسه » بخوانم .
شیخ محمدباقر به یاد مرد فرانسوی افتاد . در شب اول محرم، آن مرد که یک جواهرفروش بود، با همسر و فرزندش به مرکز ایرانی ها آمده بودند . پس از مراسم گفته بود:
من هم نذر دارم . اگر امکان دارد، این آقای روضه خوان ده شب هم برای خواندن روضه به منزل ما بیاید .

ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۹ساعت 14:29  توسط بهادری  | 

...زندگان جاوید


«آنها که تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند، مرده های خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانی که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب کرده اند - در حالی که صدها گریزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود و صدها توجیه شرعی و دینی برای زنده ماندن شان بود - توجیه و تاویل نکرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟
آیا آنها که برای ماندن شان تن به ذلت و پستی، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده اند؟
هرکس زنده بودن را فقط در یک لش متحرک نمی بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش می بیند، حس می کند و مرگ کسانی را که به ذلت ها تن داده اند تا زنده بمانند، می بیند .»
شهدا زنده اند و سیدالشهداء زنده ترین شهید تاریخ است . نام او ، یاد او ، خاطره او و داستان شگرف کربلای او ، همه و همه در طول تاریخ برای همه نسل ها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است .
به راستی کدامین ملت را می توان سراغ گرفت که با روح و خون حسین همگرایی کنند و به افتخار یکی از دو پیروزی نرسند؟
خون حسین، مایه حیات بخشی است که در گذر زمان بر کالبد ملت ها دمیده می شود و آنها را به زندگی فرا می خواند و حسین علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می کند .

امام حسین (ع) - دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۹ساعت 14:18  توسط بهادری  | 

یا قمر بنی هاشم ...

اي چشم تو بيمار ، گرفتار ، گرفتار
برخيز چه پيش آمده اين بار علمدار؟!
گيريم كه دست و علم و مشك بيفتد
بر خير فداي سرت انگار نه انگار


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۹ساعت 10:37  توسط بهادری  | 

ذوالجناح

ذوالجناح به معنی بالدار ، نام اسب حسین بن علی (ع ) که روز عاشورا بر آن نشسته بود . از آن جهت که این اسب ، رهوار و تند رو بوده است ، به آن ذوالجناح می گفته اند . این اسب ، پس از شهادت آن حضرت ، از پیکر وی دفاع می کرد و به سواران دشمن حمله می نمود و به این طریق ، تعدادی را کشت . سیدالشهدا (ع ) تا آخرین حد و لحظه توان خود ، سوار بر این اسب بود و مقاومت و جنگ می کرد . در پایان از روی اسب بر زمین کربلا افتاد .

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سیدالشهدا بر قتال ، طاقت داشت
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
 اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

پس از شهادت امام حسین ع ، اسب او کاکل خود را به خون آغشته کرد و با صیحه و فریاد و گام بر زمین زدن به سوی خیمه ها دوید تا شهادت امام را به اهل بیت خبر دهد . زنان متوجه شهادت امام شدند و شیون آنان بر خاست .


منبع : فرهنگ عاشورا - جواد محدثی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 17:50  توسط بهادری  | 

شعر خون خدا ... علیرضا قزوه




نمی‌دانم تو را در ابر دیدم یا كجا دیدم
به هر جایی كه رو كردم فقط روی تو را دیدم

تو را در مثنوی، در نی، تو را در‌ های و هو، در هی
تو را در بند بند ناله‌های بی‌صدا دیدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا دیدم

تو را در شمع‌ها، قندیل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانه‌ها دیدم

تو را پیچیده در خون، در حریر ظهر عاشورا
تو را در واژه‌های سبز رنگ ربنا دیدم

تو را در آبشار وحی جبرائیل و میكائیل
تو را یك ظهر زخمی در زمین كربلا دیدم

تو را دیدم كه می‌چرخید گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما دیدم

دمی كه اسب‌ها بر پیكر تو تاخت آوردند
تو را‌ ای بی‌كفن، در كسوت آل عبا دیدم

همان شب كه سرت بر نیزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفی(ص) دیدم

تمام راه را بر نیزه‌ها با پای سر رفتی
به غیرت پا به پای زینب كبری(س) تو را دیدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه‎ی شمسی
كه از خورشید هم خون رشیدت را فرا دیدم

مصیبت ماند و حیرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا دیدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم یافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا دیدم

علیرضا قزوه 


پی نوشتمتن کامل شعر را در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 11:34  توسط بهادری  | 

عباس بن علی علیه السلام

http://gohar.persiangig.com/image/01b.jpg

عباس در لغت،به معناى شير بيشه،شيرى كه شيران از او بگريزند است. 
حضرت عباس علیه السلام ،قامتى رشيد،چهره‏اى زيبا و شجاعتى كم نظير داشت و به خاطر سيماى‏ جذابش او را«قمر بنى هاشم‏» مى‏گفتند.در حادثه كربلا،سمت پرچمدارى سپاه‏ حسين‏«ع‏»و سقايى خيمه‏هاى اطفال و اهل بيت امام را داشت و در ركاب برادر،غير ازتهيه آب،نگهبانى خيمه‏ها و امور مربوط به آسايش و امنيت ‏خاندان حسين‏«ع‏»نير برعهده او بود و تا زنده بود،دودمان امامت،آسايش و امنيت داشتند
روز عاشورا،سه برادر ديگر عباس پيش از او به شهادت رسيدند.وقتى علمدار كربلا از امام حسين‏«ع‏»اذن ميدان طلبيد حضرت از او خواست كه براى كودكان تشنه و خيمه‏هاى بى‏آب، آب تهيه كند.ابو الفضل‏«ع‏»به فرات رفت و مشك آب را پر كرد و دربازگشت به خيمه‏ها با سپاه دشمن كه فرات را در محاصره داشتند درگير شد و دستهايش ‏قطع گرديد و به شهادت رسيد. البته پيش از آن نيز چندين نوبت. همركاب با سيد الشهدا به‏ ميدان رفته و با سپاه يزيد جنگيده بود.عباس،مظهر ايثار و وفادارى و گذشت بود.وقتى ‏وارد فرات شد،با آن كه تشنه بود، اما بخاطر تشنگى برادرش حسين‏«ع‏»آب نخورد وخطاب به خويش چنين گفت:
يا نفس من بعد الحسين هونى و بعده لا كنت ان تكونى هذا الحسين وارد المنون و تشربين بارد المعين تالله ما هذا فعال دينى
و سوگند ياد كرد كه آب ننوشد.  وقتى دست راستش قطع شد،اين رجز را مى‏خواند:
و الله ان قطعتموا يمينى انى احامى ابدا عن دينى و عن امام صادق اليقين نجل النبى الطاهر الامين
و چون دست چپش قطع شد،چنين گفت:
يا نفس لا تخشى من الكفار و ابشرى برحمة الجبار مع النبى السيد المختار قد قطعوا ببغيهم يسارى فاصلهم يا رب حر النار
شهادت عباس،براى امام حسين بسيار ناگوار و شكننده بود.جمله پر سوز امام،وقتى‏ كه به بالين عباس رسيد،اين بود:«الآن انكسر ظهرى و قلت‏حيلتى و شمت بى عدوى‏».  و پيكرش، كنار«نهر علقمه‏»ماند و سيد الشهدا به سوى خيمه آمد و شهادت او را به اهل بيت‏ خبر داد. هنگام دفن شهداى كربلا نيز،در همان محل دفن شد . از اين رو امروز حرم‏ ابا الفضل‏«ع‏»با حرم سيد الشهدا فاصله دارد.


در حديثي از حضرت سجاد عليه السلام روایت شده که فرمود :‌

خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آن كه دو دستش قطع شد . لذا خداوند عزوجل در عوض ،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند . همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق ، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند .

(فرهنگ عاشورا : جواد محدثی )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 11:25  توسط بهادری  | 

ام البنین

ام البنین مادر حضرت ابا الفضل‏«ع‏»و همسر امير المؤمنين پس از شهادت حضرت فاطمه بود كه به معرفى عقيل ، برادر حضرت امير ، به همسرى على‏«ع‏»در آمد.نامش‏«فاطمه بنت‏حزام‏»،از قبيله‏«بنى كلاب‏»و خواهر«لبيد»شاعر بود.زنى بود با شرافت،از خانواده‏اى‏ريشه‏دار و دلاور و نسبت به فرزندان حضرت زهرا نيز بسيار مهربان بود

.ثمره ازدواج‏على‏«ع‏»با او چهار پسر بود، به نامهاى:عباس،جعفر،عبد الله و عثمان،كه هر چهارفرزندش روز عاشورا در ركاب سيد الشهدا به شهادت رسيدند.

ام البنين،پس از شهادت فرزندانش،همه روزه به بقيع مى ‏رفت و بچه‏هاى عباس را نيز به همراه مى‏برد و به ياد فرزندان شهيدش مرثيه و نوحه مى‏خواند.زنان مدينه نيز به ندبه ونوحه سوزناك او جمع مى‏شدند و مى‏گريستند.اشعارى هم در باره عباس سروده بود.  وقتى زنان به ام البنين تسليت مى‏گفتند،مى‏گفت ديگر مرا«ام البنين‏»خطاب نكنيد،چرا كه‏ امروز ديگر آن فرزندانم نيستند و شهيد شده‏اند:
لا تدعونى و يك ام البنين تذكرينى بليوث العرين كانت بنون لى ادعى بهم و اليوم اصبحت و لا من بنين...
به اين بانوى بزرگوار و مادر چهار شهيد،قبل از ولادت فرزندانش فاطمه مى ‏گفتند،اما پس از آن كه داراى آن فرزندان شد،«ام البنين‏»خطابش كردند،يعنى مادر پسران.عباس 34سال داشت،عبد الله 25 سال،عثمان 21 سال و جعفر 19 سال. 

( فرهنگ عاشورا : جواد محدثی )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 11:4  توسط بهادری  | 

... باران

سرانجام بعد از روزها چشم انتظاری امروز شاهد بارش باران  هستیم ... برای شهری مثل شهر ما که یکی از هفت شهر آلوده ی ایران هست بارش باران یعنی  لطف و رحمت الهی ...خدایا هزاران بار شکر ! 
راستی تو شهرهای شما چه خبر ؟


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ساعت 13:36  توسط بهادری  | 

حضرت علی اصغر بزرگترین سند مظلومیت عاشورا

http://usera.imagecave.com/r_mirsadeghi/Ali-Asqar-6.jpg

    بناگاه چنان تیر بر گلوی او بنشست        که خواست گریه کند در عوض تبسم کرد

عبدالله بن حسین علیه السلام معروف به علی اصغر فرزند امام حسین علیه السلام است. مادرش رُباب دختر اِمْرَءُ الْقَیْس و خواهرش سکینه می ‏باشد. عبداللّه‏ در مدینه متولد شد.
 از این کودک ، با عنوانهای شیرخواره ، شش ماهه ، باب الحوایج  و...یاد می ‏شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می ‏شود.

چگونگی شهادت

علی اصغر،  درخشانترین چهره کربلا، بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین زاویه شهادت است ...چشم تاریخ ، هیچ وزنه ‏ای را در تاریخ شهادت ، به چنین سنگینی ندیده است. علی اصغر را« باب الحوائج» می ‏دانند ، او گر چه طفل  و کوچک است ، اما مقامش نزد خدا والاست.
علی اصغر شیر خوار بود و از تشنگی، روز عاشورا بی تاب شده بود امام، خطاب به دشمن فرمود:از یاران و فرزندانم، کسی جز این کودک نمانده است. نمی ‏بینید که چگونه از تشنگی بی تاب است؟ در حال گفتگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید. امام حسین«ع» خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید.

مرقد مطهر حضرت علی اصغر در کربلا نزدیک قبر امام حسین علیه السلام در کنار شهدای دیگر کربلا است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ساعت 12:6  توسط بهادری  | 

حصرت علی اکبر (ع)

http://publicrelations.tums.ac.ir/UserFiles/Image/foto/FARHANGI/aliakbar2.jpg

حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.

 درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي ، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود . در روايتي آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
  علي اكبر(ع) در ماجراي عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسين(ع)بود و با دشمنانش به سختي مبارزه مي كرد.
وی نخستين شهيد بني هاشم در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است:السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيل مِن نَسل خَيْر سليل.

امام حسين(ع) در شهادتش بسيار اندوهناك و متأثر گرديد و در فراقش فراوان گريست و هنگامي كه سر خونين اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدي علي عَلَي الدّنيا بعدك العفا (فرزندم علي ،ديگر بعد از تو اف بر اين دنيا
در مورد سنّ شريف وي به هنگام شهادت، اختلاف است. برخي مي گويند هجده ساله، برخي مي گويند نوزده ساله  و عده اي هم مي گويند بيست و پنج ساله بود.
مقبره حضرت علي اكبر عليه السلام  در كربلاي معلي پايين پاي اباعبدالله الحسين عليه السلام است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ساعت 12:1  توسط بهادری  | 

حرفهای ناگفته - قسمت پنجم



1 - همه ی روزهای خدا خوب و قشنگند اما به نظر من بهترین روز برای کار و فعالیت روز شنبه ست فقط حیف که اکثر دانش آموزان روز قبلش یعنی جمعه رو زیادی فیتیله می کنند و قید درس و مشق رو می زنند ، شاید به این خاطر که خانواده هاشون اکثرا جمعه شبها مهمونی می رن یا مهمونی می دن . برای همین بچه ها برای پرسش یا امتحان روز شنبه آمادگی لازم رو ندارند .
بدترین روز کاری هم از نظر من پنج شنبه ست ، پنج شنبه ها دلگیره به خصوص پنج شنبه عصر . روز پنج شنبه یک بدی دیگه هم داره بچه ها زیاد غیبت می کنند . هر چقدر هم مدرسه در این مورد سختگیری کنه باز هم تو هر کلاس چند تا غایب هست
وقتی اولیای دانش آموزان میان مدرسه و می گن می خوایم بریم مسافرت ، مدیر و معاون چه کار می تونند بکنند ؟ نمی شه که بهشون بگن : بچه تون رو بذارید پیش همسایه یا فامیل ! عروسیها هم که معمولا پنج شنبه ها برگزار می شه .

2 - حسن بزرگ مقطع راهنمایی و دبیرستان اینه که معلمها دو روز تعطیلی دارند.  درسته که ساعاتی از این دو روز رو معلمها
به طرح سوال و تصحیح ورقه و ... اختصاص می دن  اما همین دو روز تعطیلی باعث می شه کلی خستگی شون در بره . معلمهای ابتدایی متاسفانه این دو روز تعطیلی رو ندارند سالهای قبل که باید شش روز هفته رو می رفتند مدرسه ، الان فکر می کنم ساعات ورزش و قرآن رو تعطیلند . با این وجود من فکر می کنم معلمهای ابتدایی خیلی خسته می شن کاش می شد این معلمین عزیز و زحمتکش هم این دو روز تعطیلی رو داشتند ( الان صدای مدیرها و معاونها در میاد چون 6 روز هفته سر کار هستند و امیدشون به تعطیلیهای رسمیه که از شانس بدشون بعضی از این تعطیلیها هم می خوره به جمعه !!! )

3 - بعضی وقتها مدیر یا معاون یا یکی از همکاران خواهش می کنه روز تعطیل و بیکاریت رو با اونها همکاری کنی و  بری مدرسه  . واااااااااای اون هفته چقدر خسته کننده می شه . مگه می گذره !

4 - نمی دونید چقدر کیف داره وقتی بعد از 20 سال سابقه ی آموزشی ، ساعت کاری 4 ساعت در هفته کم می شه و به جای 24 ساعت به 20 ساعت تقلیل پیدا می کنه ! با این که فقط 4 ساعت کم می شه اما به خاطر همین 4 ساعت ، دیگه کار کردن به آدم نمود نمی کنه .

5 -  هیچ چیز بدتر از این نیست که  مدرسه در
یک روز کاری به خاطر موارد غیر منتظره مثل برف و سرما ، آلودگی هوا و ... تعطیل بشه  و  بعد از این تعطیلیها ، مدرسه بیاد در همون روز جلسه ی شورا بذاره  یا به خاطر برگزاری مراسم ، کلاس نشکیل نشه .  واقعا جبران این ساعتها ، برای دبیر خیلی مشکله .به هر حال در این موارد هر چقدر معلم تلاش کنه ، دانش آموز متضرر می شه .
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 18:23  توسط بهادری  | 

باز باران با ترانه ....

http://0o.8415.2.img98.com/out.php/i547921_bi.jpg


باز باران
با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آید کربلا را
دشت پرشور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
باز باران
 با صدای گریه های کودکانه
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهرهای فراوان
می چکد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی
چشم در چشمان هم آرام و سنگین
می چکد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان
باز باران
باز باران با ترانه
آید از چشمان مردی خسته جان هیهات بر لب

از عطش در تاب و در تب
نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب شش ماهه طفلی رو به پایان
مرد محزون
 دست پر خون
می فشاند از گلوی نازک شش ماهه بر لب

واندر این صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله
دل شکسته
پای خسته
باز باران
باز هم اینجا عطش
آتش ، شراره
جسمها افتاده  بی سر، پاره پاره
می چکد از گوشها باران خون و
کودکان ، بی گوشواره
شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان
دستها آماده ی شلاق و سیلی
چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی
باز باران ، قطره قطره
می چکد از چوب محمل ...
خاک‌های چادر زینب به آرامی ، شود گِل
می رود این کاروان منزل به منزل
می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران
آری آری
باز سنگ و باز باران
آری آری
تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا
 اشک ساقی
مشک ساقی
کاش می بارید باران
آه باران !
کی بباری بر تن عطشان یاران ؟
تر کنند از آن گلو را
آه باران !‌ آه باران
پی نوشت :

این عزا عزای دیگری ست ، اشک هم در این عزا ، به هیچ کس تسلیت نمی دهد! 
" محمدرضا ترکی "
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 14:11  توسط بهادری  | 

متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی

http://gahramanzadeh.persiangig.com/image/mazhabi/501.gif



  اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء


پی نوشت :

ماههای محرم و صفر بهترین فرصت برای آغاز یک چله است.  چهل شب هرشب زیارت عاشورا را خواندن خیلی از  درهای بسته را باز می کند خصوصا از اول محرم تا 10 صفر یا از دهم محرم تا اربعین  . اگر شروع کردید ما را هم از دعای خیر محروم نکنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 15:6  توسط بهادری  | 

الناس عبیدالدنیا !


«الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون » .

مردم بندگان دنیایند و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است دین گرایند ولی هنگامی که در تنگنای بحرانها قرار گرفتند دین داران واقعی اندک می گردند .


از سخنان امام حسین (ع)  در مسیر رفتن به کربلا در منزلگاه ذى حسم


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 2:30  توسط بهادری  | 

فرا رسیدن ماه محرم بر تمامی سوگواران تسلیت باد


گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست
این رستخیز عام، که نامش محرم است

http://0o.8415.2.img98.com/out.php/i542439_AssalamuAlaik.jpg


«السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره و الوتر الموتور ».
« سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون او ! سلام بر تو ای یگانه دوران ! »

خیز و جامه نیلی کن روزگار ماتم شد
دور عاشقان آمد نوبت محرم شد
پای خون دل وا کن دست موج پیدا کن
رو به سوی دریا کن ساحلی فراهم شد
گریه کن گلاب افشان گل به خاک می افتد
باد مهرگان آمد قامت علی خم شد

فرا رسیدن ماه محرم بر تمامی سوگواران تسلیت باد
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 16:41  توسط بهادری  | 

نوستالژی

اصطلاح جذاب نوستالژی Nostalgia از دو کلمه یونانی ساخته شده‌است :
 nostos که به معنی بازگشت به خانه‌است و algia  که معنی «درد» می‌دهد.
واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد ، نوستالژی را شکلی از دلتنگی که ناشی از دوری طولانی از زادگاه است ، تعریف کرده‌است.
 نوستالژی nostalgia را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا ، اشخاص و موقعیت‌های گذشته ، تعریف کرد .


http://0o.8415.2.img98.com/out.php/i539387_fuovic59504em258f0c9.jpg

http://0o.8415.2.img98.com/out.php/i539538_Ehsan.jpg


 و این هم یک عکس نوستالژیک برای من !

س : به نظر شما این کیه ؟!
ج : چون نمی تونید بگید خودم می گم !... این اولاد ارشدمه در جشن تولد یک سالگیش ! البته الان برای خودش مردی شده
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 20:10  توسط بهادری  | 

شعر " چرا ؟! " ... ناصر کشاورز

http://photos-a.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc3/hs134.snc3/18152_270352098071_254453298071_4400276_2252538_n.jpg


سر سفره ی باز ما
 اگر یا کریمی نشست

نباید به او کیش کرد
 نباید دلش را شکست

اگر گربه ای نیمه شب
 بیاید بگوید میو

نباید به او فحش داد
 نباید لگد زد به او

چرا باید از ما کنند
 کل و کبک و آهو فرار؟

در این قرن ما راستی
 چه مفهوم دارد شکار؟

بیایید روزی به مار
 بگوییم آقا سلام !

اگر بوسه اش نیش بود
 نگیریم از او انتقام

کف کفش ما دفتری
 پر از نقش معصیت است

لگد کردن مورچه
 چرا بی اهمییت است ؟

چرا کشتن یک مگس
در این روزها جرم نیست؟

مگس که فقط چشم او
 جهانی ز تکنولوژیست

چرا از طلا کمتر است
 بهای گل اطلسی؟

برای قفس داشتن
 ندارد مجوز کسی

در این روزها که هنوز
 پر قو توی بالش است

سر شانه هیچکس
 پرنده نخواهد نشست !


ناصر کشاورز




+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 3:2  توسط بهادری  | 

خاطرات

از مدتها پیش تصمیم گرفته بودم قفسه ها و کمد کتابهای خودم و بچه ها رو مرتب کنم بیشتر برای اینکه کتابهایی که به دردمون نمی خوره رو بدم به کتابخونه و دفترهای اضافی و به خیال خودم به دردنخور رو دور بریزم  .
با محاسباتی که انجام دادم دیدم هر قفسه رو می تونم نیم ساعته مرتب کنم اما در عمل همه ی حساب و کتابهام غلط از کار درآمد و  تمیز کردن هر قفسه چهار پنج ساعت وقتمو گرفت  !
با دیدن دفترهای دوران ابتدایی بچه ها ، یک عالمه خاطره برام زنده  شد یاد بچگی شون افتادم و مدرسه  و معلم هاشون و ...
وقتی کتابها و جزوه های درسی خودم در دوره ی کارشناسی رو دیدم رفتم به اون زمان ! مونده بودم چطور من از این درسها نمره ی بالا  گرفتم  و تو دانشگاهمون اول شدم ! چه جملات و عباراتی : اعیان ثابته ، عقل کلی، عقول دهگانه ، حکمت مشاء ، حکمت متعالیه ...
مطمئنم اگر همین الان از من امتحان بگیرند صفر هم نمی گیرم !
با دیدن هر کتاب و جزوه به یاد استاد اون درس می افتادم یاد همگی شون بخیر . امیدوارم  هر جا هستند به سلامت باشند .
 خلاصه اینکه دلم نیامد هیچ دفتر و کتابی رو دور بریزم ، حتی کارت تبریکهایی که دانش آموزان به مناسبت عید و روز معلم  بهم داده بودند و نامه هایی رو که برام نوشته بودند همه شونو نگه داشتم و هیچکدومشون رو دور نریختم  . جالب اینکه با دیدن اسم هر دانش آموز ، چهره ش در نظرم مجسم می شد ( بعضی از این کارتها و نامه ها مال 14 - 15 سال پیش بودند ) نمی دونم این بچه ها الان کجا هستند و چه کار می کنند ، دعا می کنم همه شون خوشبخت باشند .
خب اینم از کتاب تکونی من ! اینو هم بگم که این سناریو هر سال تکرار می شه !


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹ساعت 21:26  توسط بهادری  | 

...یا علی گفتیم و عشق آغاز شد



در لغت، عید از ماده عود و به معنای بازگشت است. به روزهای شادمانی هم عید می گویند، چون مردم در طول سال، منتظرند تا روزهای خرم و خوش بازگردد و دوباره فرح و شادی به آنها روی آورد.
غدیر در لغت به معنای برکه و آبگیر است و به گودالی که در آن سیل یا آب باران جمع می شود، غدیر می گویند.
خُم نام بیابان و صحرایی است که در نزدیکی جُحفه در منطقه ای به نام رابغ قرار دارد که آب غدیر در این صحرا جمع می شد. نام گذاری این حادثه مهم به غدیر خم، به دلیل واقع شدن آن در این محل است. اکنون در محل غدیر خم، مسجدی بنا شده که به مسجد غدیر معروف است.

خلاصه واقعه غدیر خم

در سال دهم هجرت، رسول خدا صلی الله علیه و آله به حج رفت و احکام آن را به مردم آموزش داد. به هنگام بازگشت از مکه، در استراحتگاه جُحفه و در غدیر خم، به امر خدا مردمان را گرد آورد و در آن مجمع سترگ، امام علی علیه السلام را به جانشینی خود به آنان شناساند و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاه فهذا عَلیٌ مَوْلاه»«هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست».
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از اعلام ولایت فرمودند: اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداهُ ...؛ خدایا دوست بدار هرکس او را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد و یاری کن هرکس او را یاری کند و خوار کن هرکس او را خوار کند».
سپس نزول آیه اکمال را درباره روز غدیر اعلام کردند: «اَلْیَومُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا»؛ امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برای شما به حد کمال رساندم و اسلام را دین شما پذیرفتم. و خداوند را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.
 البته جانشینی علی علیه السلام سال ها پیش در مکه و در جمع خاندان هاشم انجام گرفته بود، ولی در غدیر، به اطلاع عموم رسید.

اقیانوسی ناپیدا

غدیر، برکه نیست؛ اقیانوسی ناپیدا و کرانه ای است که سراسر هستی را پوشانده است. دریایی است که از دلش، اقیانوسی به وسعتِ ازل و ابد وَ به عمقِ تاریخِ درد، سر برآورده است.غدیر، یک مقطع تاریخی نیست ؛ همه تاریخ است. غدیر، تنها واقعه ای تاریخی نیست؛ بلکه اساس دین است. غدیر، ثمره نبوت و میوه، و تعیین خط مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست.
غدیر، نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی؛ ماندگار است و پویا و زندگی ساز.  غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت حق است.

آداب و اعمال عید غدیر

در احادیث، آداب و اعمال فراوانی که مناسب روزهای جشن است و جنبه اخلاقی و اجتماعی دارد، برای عید غدیر بیان گردیده است. این آداب و اعمال عبارت اند از: هدیه دادن، زینت کردن،شادی، شادکردن دل دیگران، لباس نو و پاکیزه پوشیدن، میهمانی دادن، گذشت و آشتی کردن، کارگشایی برای دیگران، نیکی به دیگران، لباس و غذا به منزل خویشان و نزدیکان فرستادن، توسعه دادن به زندگی خانواده و برادران، بشارت دادن، استراحت کردن، وام دادن، دوستی کردن، پرهیز از گناه، مصافحه، صله رحم، و مهربانی به یکدیگر.

هجدهم ذیحجه سالِ دهمِ هجری، روزی‏ست که هستی، تمامتِ خود را به غدیر بخشید.
این عید بزرگ بر شما مبارک باد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 11:32  توسط بهادری  |